دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

طلوع
زن
امتیاز: 471.55

دنبال‌شدگان

(142 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(135 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

طلوع
طلوع

.در " وا " می شود ... ! در " بسته " می شود ... ! در هم " وا بسته " می شود ... !

طلوع
طلوع

امان از انسان هایی که دیوار بلندت را می بینند، ولی به دنبال همان آجر لق دیوارت هستند که: تو را فرو بریزند… تا تو را انکار کنند…! و از رویت رد شوند…

طلوع
طلوع

ما آبستن امید فراوان بوده ایم دریغا که به روزگار ما کودکان مرده به دنیا می آیند.

طلوع
طلوع

دگر نه عــزم سیاحـــت کند نه یاد وطـن** کسی که بر سرکویت مجاوری آموخت ...سعدی

طلوع
طلوع

دل بگیر از خواب بیدار بمان! شاید خدا قصه‌ی تازه‌ای بگوید برایمان وقتی همه خوابند!

طلوع
طلوع

گر دیگران به عیش و طرب خرمند و شاد**مــا را غـــم نـــگار بود مایـــه‌ی سُـــــرور

طلوع
طلوع

خدا کسی‌ست که باید به دیدنش برویم** خدا کسی که از آن سخت می‌هراسی نیست** فقط به فکرِ خودت باش، ای دلِ عاشق** که خودشناسیِ تو جز خداشناسی نیست

طلوع
طلوع

آدم ها آدم ها آدم ها فقط خواستم بگویم آدم ها رنگ میبازند! آدم ها خسته میشوند،رنگ ها، کم رنگ و یاد ها دیگر بو نمیدهند مثل سابق. دل گیرم از رنگ باختگیِ موهای مادرم! دل گیرم از رنگها.

طلوع
طلوع

فرشـــته ها بی حجـــــــــابند ؛ برای پاکــــــــ بودن نیــــــــازی به پوشاندن نیست ... حُـجــب و حیــــا ذاتیــــست ... !!!

طلوع
طلوع

هر چقدر فکرت بزرگتر باشد به همان اندازه بیشتر به افکار دیگران احترام میگذاری

طلوع
9es04mm08if13dzypqfl.jpg طلوع

کسي مي گويد :سر خود بالا کن ، به بلندا بنگر. به بلنداي عظيم به افق هاي پر از نور اميد و خودت خواهي ديد و خودت خواهي يافت خانه ي دوست کجاست... خانه دوست در آن عرش خداست ، خانه ي دوست در آن قلب پر از نور خداست و فقط دوست ، خداست...

طلوع
طلوع

خدای ما همانست که : لبی را که رویش " " نشسته باشد، بیشتر از لبی که عبادتش میکند، دوست میدارد !

طلوع
طلوع

چوپان قصه ما دروغگو نبود! او از تنهایی داد می زد ... گرگ آمد اما افسوس... کسی تنهاییش را باور نکرد همه در پی گرگ بودند تنها کسی که فهمید چوپان تنهاست، گرگ بود . . .

طلوع
طلوع

لحظه‌‌اي چند بر اين لوح کبود نقطه‌اي بود و سپس هيچ نبود...

طلوع
طلوع

ما دردمندان صبوری هستیم دردمان آتش، صبرمان خاکستر . باد توفنده ی تاریخی می داند که کدامین شب درد ، خاکستر را پس خواهد زد و کدامین خرمن را خواهد سوخت ... ما دردمندان صبوری هستیم باش تا کاسه ی نازک تن صبر بشکند زیر فشار ..نادر ابراهیمی