طلوع
دروغ بگو تا باورت کنند..... اب زیر کاه باش تا بهت اعتماد کنند بی غیرت باش تاازادی حس کنند.... خیانت هایشان را نبین تا ارام باشند کذب بگو تا عاشقت شوند... هر چه نداری بگو دارم، هر چه داری بگو بهترینش را دارم اگر ساده ای ، اگر با وفایی ، اگر راست گویی، اگر با غیرتی، اگر یک رنگی ، همیشه تنهایی همیشه تنها
طلوع
از خطـ خطی هایم ساده نگــــــــذر . . . ! بـه یـاد داشتــــــه باش . . . این "دلــنـوشته ها " را یک "دل " نوشته ....
طلوع
ماجایی زندگی می کنیم که مردمانش خاکستری اند اما دم از سپیدی می زنند. و اگر خواستی هوای کسی را داشته باشی هوا را از تو می گیرند.
طلوع
و آدم اگر دلش بگیرد دردش را به کدام پنجره بگوید که دهانش پیش هر غریبهای باز نشود؟
طلوع
میخواستم بمانم، رفتم! میخواستم بروم، ماندم! نه رفتن مهم بود و نه ماندن ... مهم من بودم که نبودم ...گروس عبدالملکیان
طلوع
به سلامتي كلاه قرمزي كه دلش " فقط" واسه سروناز يه جوري مي شد!
طلوع
هر صبح از فراز پل در دور دست خیال ... سایه چمدانی پر از نام عشقش را به رود میسپارد. رود دریا باران بوی عشق میدهند ...!
طلوع
و ای کاش هرروز تا یک قدمی قله عشق و نیاز می رفتیم و باز می گشتیم سعی نکن به بالا برسی بعد از فتح هر قله بی شک به باز گشت فکر خواهی کرد
طلوع
کاش غرورمان بگذارد تا زنده ایم با هم مهربان باشیم و بدانیم که زندگی فرصت با هم مهربان بودن است
طلوع
خودتان را جاریِ لحظه های کسی کنید که قرار است عمرتان را با او شریک باشید..