طلوع
به خاطر بسپار : هر آدمی بهایی دارد ، اگر به کسی بیش از حدش بها بدهی مثل یک جنس بنجل می ماند روی دستت!
طلوع
" ماه بالای سر آبادی است، اهل آبادی در خواب روی این مهتابی، خشت غربت را می بویم: باغ همسایه چراغش روشن، من چراغم خاموش...!!! " سهراب
طلوع
" چایت را بنوش نگران فردانباش ازگندمزارمن و تومشتی کاه میماند برای بادها...... " نیمایوشیج
طلوع
چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟ بیایید از عشق صحبت کنیم ... تمام عبادات ما عادت است ... به بیعادتی کاش عادت کنیم ... چه اشکال دارد پس از هر نماز ... دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟
طلوع
دامن شادی چو غم آسان نمی آید به دست / پسته را خون می شود دل تا لبی خندان کند
طلوع
می دونم می بینمت یه روز دوباره توي دنیایی که آدمک نداره....
طلوع
دل خوش نباش از این که هر روز با یکی هستی این که هر کسی می تواند با تو بودن را تجربه کند نشان از بی لیاقت بودن توست ، نه چیز دیگر !!
طلوع
گذشته ات رو كول نكن و اين ور و اونور بكش ، كمردرد مي گيري ؛ بذار زير پات كه قدت بلند بشه !
طلوع
کسی عمق نبودنت را درک نکرد نامش را ناچار گذاشتند: دلتنگی!
طلوع
چشمانش گلولهای است شلیک شده به شقیقه شادی!
طلوع
دل داده ام بر باد بر هر چه باداباد... !
طلوع
نمی دانم چرا در ذهن بعضی ها حال خراب فقط در جسم خلاصه می شود چپ و راست نسخه ی سرماخوردگی برای دل بیمار آدم می پیچند گاهی گریه ام می گیرد به حالشان .
طلوع
تو به آب می مانی که من هر چه بیشتر می نوشم ات حریص تر می شوم .
طلوع
حرف هایی هست که معنی شان را خیلی دیر میفهمیم ...... خیلی دیر!!!!!!!!!
طلوع
گاه یك سنجاقك به تو دل می بندد و تو هر روز سحر می نشینی لب حوض تا بیاید از راه ...از خم پیچك نیلوفرها روی موهای سرت بنشیند یا كه از قطره آب كف دستت بخورد گاه یك سنجاقك همه معنی یك زندگی است