طلوع
خدایا چه می شد اگر اشتراکی نفس می کشیدیم چه می شد اگر خنده هایمان،گریه هایمان تنها نمی شدند خدایا چه می شد اگراز کنار آدمها با نفرت نمی گذشتیم چه می شد اگر سنگ نبودیم چه می شد اگر راه هایمان صاف نه اما با هم بودیم چه می شد اگر عشق مثل هوا بینمان جاری بود خدایا چه می شد مگر؟!
طلوع
من جز برای تو نمیخواهم خودم را ای از همه منهای من بهتر منِ تو. . . قیصر امین پور
طلوع
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است ... گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود ...
طلوع
روزی که دیدم دیگه توان باهم خندیدن و نداریم تازه فهمیدم دیگه عاشقت نیستم
طلوع
اگه میخوای بفهمی که دکور اتاقت خوبه یا نه، بشین درس بخون! یعنی کامل متوجه میشی ها ..!!
طلوع
مگو شرط دوام دوستی دوری ست٬ باور کن همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد
طلوع
عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار...
طلوع
" گاهی باید بی رحم بود! نه با دوست... نه با دشمن! بلکه با خودت! و چه بزرگت می کند آن سیلی که خودت می خوابانی توی صورت خودت ! "
طلوع
این روزها گرگ را از انسان نمی توان تشخیص داد! تنها زمانی گرگ را می شناسیم که یا بسیار دیر شده ! یا خود دریده شده ایم!..
طلوع
دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است / شیشه ی بشکسته را پیوند کردن مشکل است
طلوع
طاقت و صبرمـ خدایا کمـ شده
طلوع
به پایان نمیرسند رؤیاها حتا در بیداری!
طلوع
گوسالهای نام پرندهای سبکبال را به یغما برد! - - برای شاهین نجفی؛ که نهایت بیشرمی است!