دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

طلوع
زن
امتیاز: 471.55

دنبال‌شدگان

(142 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(135 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

طلوع
طلوع
در مشاعره

دامن شادی چو غم آسان نمی آید به دست / پسته را خون می شود دل تا لبی خندان کند

طلوع
طلوع
در مشاعره

تو را پرواز بس زود است و دشوار / ز نو کاران که خواهد کار بسیار

طلوع
طلوع
در مشاعره

دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است / شیشه ی بشکسته را پیوند کردن مشکل است

طلوع
طلوع
در مشاعره

در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز / هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد

طلوع
طلوع
در مشاعره

هر چيز که بشکند ز بها افتد و ليک / دل را بها و قدر بود تا شکسته است

طلوع
طلوع
در مشاعره

در جهان بال و پر خويش گشودن آموز / كه پريدن نتوان با پر و بال دگران

طلوع
طلوع
در مشاعره

در اين دنيا كسي بي غم نباشد / اگر باشد بني آدم نباشد

طلوع
طلوع
در مشاعره

رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم / با دوست بگوییم که او محرم راز است

طلوع
طلوع
در مشاعره

مي رسد روزي که شرط عاشقي دلدادگي ست / آن زمان، هر دل فقط يک بار عاشق مي شود

طلوع
طلوع
در مشاعره

تا قفل قفس باز شد آن سوخته پر رفت / دلواپس ما بود وليكن به سفر رفت

طلوع
طلوع
در مشاعره

دیگر ای گندم نمای جو فروش / با ردای عجب، عیب خود مپوش

طلوع
طلوع
در مشاعره

تا چند عمر در هوس و آرزو رود / ای کاش این نفس که بر آمد فرو رود

طلوع
طلوع
در مشاعره

تو مپندار که خاموشی من / هست برهان فراموشی من

طلوع
طلوع
در مشاعره

قمار عاشقان بردی ندارد از نداران پرس/ کس از دور فلک دستی نبرد از بدبیاران پرس

طلوع
طلوع
در مشاعره

اگر آدمی به چشمست و دهان و گوش و بینی / چه میان نقش دیوار و میان آدمیت