شایان
گهگاهی به یادت غزلی میخوانم...تا نگویی که دلم غافل از این فاصله هاست...
شایان
شکسته گر چه طوفان شاخه هایم را...ولی شادم که درآنسوی فرداها تو را دارم...
شایان
باران باش و ببار..نپرس کاسه های خالی ازآن کیست.....
شایان
چه ساختن هایی که مرا سوخت وچه سوختن هایی که مرا ساخت...
شایان
غروبا وقتی که خورشید ته دریا میمیره...دلم از دوری تو قدیه دنیا میگیره...
شایان
یاد دوستای قدیمی بخیر چقد دلم براشون تنگ شده حیف که دیگه نیستن ..احساس خستگی میکنم..
شایان
اسم تو دریا بود مثل دریا ساده......
شایان
بیا آغوش تو امن وامینه....
شایان
وقتی میام دنبالر ومیبینم جلوی ارسال دوستان خطاب به من پیام خصوصی دیدگاه اطلاع رسان همه زرده کلی حال میکنم که هنوز هستم وفراموش نشدم..
شایان
یکی نیست هوای اینجا را تلطیف کنه ناسلامتی روزای آخردنیارا داریم سپری میکنیم.....
شایان
آخرین یلدای که هستیم یلدایی؟...
شایان
دلم تنگ شده باز وسه اون خاطرات مون...