دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

علي

اهل گفتگووبحث مطالعهودوستي باصداقت درباره »
علي
مرد - متاهل
امتیاز: 1342

دنبال‌شدگان

(26 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(79 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

علي
علي

بسيارسفربايدتاپخته شودخامي / صوفي نشودصافي تادرنکشدجامي

علي
علي

گويندچنگيزبه هرشهري که مي رسيدريش سفيدان آن شهررابه حضورمي طلبيده وازآنها سوال مي کرده است آياخدامرافرستاده ياخودم آمدم؟اگرجواب مي دادندخداتورافرستاده است ميگفت پس بايدتسليم باشيدواگرمي گفتندازطرف خودت آمده اي مي گفت پس برويدشکايت مرابه خدابکنيدودرهرصورت حکم قتل عام مردم رامي دادتابالاخره به شهري مي رسدهمه مردم مي دانستندکهچنگيز همان سوالهاراتکراروبعدهمه راقتل عام خواهدکرد جواني بوده است علامه وکم سن وسال مي گويدمن مي روم وجواب رامي دهم همراه ريش سفيدان به حضورچنگيز مي روندابتداچنگيزاوراموردتمسخره قرارمي دهدومي گويدتوهنوزموهم به صورت نداري ماريش سفيدان رامي خواهيم علامه جواب مي دهدبزهم ريش دارداگرمردي به علم است که جواب مي دهم چنگيز سوال هميشگي راتکرارمي کند.علامه جواب مي دهد.نه خداترافرستاده ونه ازطرف خودت آمده اي بلکه اعمال وجهل ماايجاب کرده است که توبراي ماحوالهشوي...چنگيزازاينجواب خيلي خوشش مي آيدوحکم عفوشهررامي دهد.

علي
علي

هرکس که تورادوست داردازکارهاي بدبازت داردوهرکس تورادشمن داردبه کارهاي بد وادارت کند

علي
علي

چيستان/ عجايب صنعتي ديدم 6 پا و 2 سم داشت عجايب تر از آن ميان پشت دم داشت

علي
علي

توجه چيستان؟/ دربيابان مي گشتم 4 گوهريافتم درپي آن 4 بودم 4 ديگريافتم درميان 7 برادر 2 خواهر يافتم

علي
علي

مازياران چشم ياري داشتيم / خود غلط بودآنچه مي پنداشتيم

علي
علي

دنيا مانندآب درياست تشنه هرچه بيشترازآن بنوشد عطش اوزيادترشودتااورابه هلاکت برساند

علي
علي

همانطور که آتش هيزم رامي خورد حسدنيز اعمال رامي خورد

علي
علي

مردي گوشتي خريددرکيسه نهادبه خانه آوردوبه زنش گفت اين يخ رابردار زن به خيال اينکه يخ است درپي کارخودرفت گربه آمدگوشت راخوردشوهرهرشببه خانه آمدوپرسيدگوشت چه شد؟زن گفت گوشتي به خانه نياوردي مردگفت گوشت توي کيسه بودزن گفت مگرنگفتي يخ است پاسخ دادمن به دروغ گفتم يخ است تاگربه نفهمد عقل توکجارفته است

علي
علي

به دنبال تومي گردم نمي يابم نشانت را / بگوبايدکجاجويم مدارکهکشانت را؟

علي
علي

خودراشناختن حکمت است خودراازيادبردن بلاهت

علي
علي

به گوش کمتر ازچشم اعتمادکن

علي
علي

باگرگ دوستي کنيدولي همواره تيري دردست نگه داريد

علي
علي

بامردم مشورت کن اماخودت تصميم بگير

علي
علي

يک شب ملانصرالدين ديرآمدخانه وزنش دررارويش بازنکردملاراه افتادتوي کوچه پس کوچه هاوهرچه گشت جايي براي خوابيدن نيافت آخرسررفت ودرکاروانسراگفت کيست ؟ ملاپاسخ داد- جناب جلالت مآب اجل عالي اعظم اکرم حاجي ملانصرالدين عالم شهيروالامقام وعزيزاين شهرنزول اجلال فرموده اند کاروانسرادارازپشت درگفت مخلص همه تان هستم ! ولي براي اين همه آدم جانداريم