علي
اگراشياي جهان به حال خودواگذاشته شوندبه بي نظمي مي گرايندوهيچ وقت سامان اوليه خودرابازنمي يابند/
علي
کاراخلاقي آن کاري است که دردوردست منافع ماراتامين مي کندوکارغيراخلاقي يعني کاري که انسان فقط همان نزد يکش رابيند/ تمام آنچه رامادراين جهان مي بينيم داراي علتي است واگرزنجيرعلتهارادنبال کنيم سرانجام به نخستين علت مي رسيم واين نخستين علت راخدامي ناميم / برتراندراسل
علي
يکي ازعظيم ترين اسراوعشق ومحبت اين است که بياموزيدچگونه آرمان هاوانديشه هاي ناهماهنگ راازذهن خودبزداييدوهمواره آرزوهايي کنيدکه صادقانه مي خواهيدنه آن چراکه فکرمي کنيدشايدبتوان بدست آوريد /کاترين پاندر
علي
خدالطف خودراشامل آن کس کرده که داراي سه صفت است که اوراازهواوهوس بازدارد علمثي که اوراازمفاسدوجهل نگه داردوبي نيازيود وثروتي که دربرابرزيانهاي فقراورامحافظت کند.
علي
خردمنداز نادانيخودباخبراست ونادان تصورمي کندازهمه چيزاطلاع دارد