shima
نمیخواستم عاشق شوم ، عشق به سراغم آمد نمیخواستم با تو همسفر شوم ، عشق سر راهم آمد
shima
چشمانت را برای زندگی می خواهم اسمت را برای دلخوشی می خوانم دلت را برای عاشقی می خواهم صدایت را برای شادابی می شنوم دستت را برای نوازش و پایت را برای همراهی می خواهم عطرت را برای مستی می بویم خیالت را برای پرواز می خواهم
shima
عشق مانند یک ساعت شنی است که هرچه در مغز است به درون قلب می ریزد
shima
وقتی گلدان شکست مادرم گفت حیف بود پدرم گفت قشنگ بود خواهرم گفت مال من بود برادرم گفت گرون بود مادر بزرگم گفت دوستش داشتم ولی وقتی دلم شکست کسی آه هم نگفت
shima
به او گفتم غمگین ترین ترانه را برایم بخوان چشمهایش را بست و آرام گریست,گریست,گریست
shima
خدای اطلسی ها با تو باشد پناه بی کسی ها با تو باشد تمام لحظه های خوب یک عمر بجز دلواپسی ها با تو باشد
shima
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد .
shima
میدوزم شادی را به غم ,زیاد را به کم , درخت را به ریشه , گاهی را به همیشه , ستاره را به آسمان , زمین را به کهکشان , کهنه را به نو و خودم را به تو…
shima
عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست. عشق آنست که یکی چتری باشد برای دیگری و او هرگز نداند که چرا خیس نشد…
shima
خدایا من عاشق توام و به تو نیاز دارم ، هم اینک به قلبم بیا
shima
سکوت من یه فریاده واسه قلبی که خاموشه