shima
ا چشمانت را دیدم دلم لرزید تا تو را دیدم دیگر چشمهای جز تو کسی را ندید پرنده ی تنها از قفس دلم پرید قلبم صدای تپشهای قلبت را شنید ، سرنوشت لبخندی زد و گفت شما عاشقید.
shima
دلتنگم برای تو ، زندگی ام فدای تو ، این قلبم هدیه ای ناقابل ، تقدیم به تو. نفس کشیدنم مدیون توام ، من گرفتار توام ، به خدا تا آخرین نفس وفادار توام.
shima
روزهای با تو بودن گذشت و رفت ، هر چه بینمان بود تمام شد و رفت ، عشقت را به خاک سپردم و قلبت را فراموش ، اما هنوز آتش غم رفتنت در دلم نشده خاموش
shima
تو دیگر مثل او نباش ، شاید بهتر است بگویم مثل همه نباش ، مثل خودت باش ، مثل او که همیشه آرزویش را داشتم ، مثل او که تصویرش را در رویاهایم داشتم
shima
پشیمانم از اینکه به تو دل بستم ، سرزنش نمیکنم دلم را، دلم هنوز دیوانه ی توست پشیمانم از اینکه عاشق شدم ، نفرین نمیکنم تو را ، دل دیوانه ام باز هم در پی توست
shima
در این زمانه هر مجنونی صدها لیلا دارد ، هر شیرینی در قلبش هزار فرهاد دارد من همان مجنونم که تنها لیلای من تویی، تنها عشق و سرپناه من تویی
shima
زدن هزاران قفل عشق از سوي زوج هاي عاشق بر روي پل فلزي رودخانه سن پاريس
shima
تو که میخواستی امروز بروی پس چرا دیروز با من عهد بستی تو که میخواستی امروز مرا تنها بگذاری پس چرا دیروز مرا عاشق خودت کردی
shima
روزی آمد که دل بستم به تو،از سادگی خویش دل بستم به قلب بی وفای تو روزها میگذشت و بیشتر عاشقت میشدم، یک لحظه صدایت را نمیشنیدم غرق در گریه میشدم
shima
این من هستم که عذاب میکشم و غم رهایم نمیکند ، این تو هستی که بعد از رفتنت خاطره هایت آرامم نمیکند چرا خاطره هایت را جا گذاشتی ، چرا اینگونه مرا تنها گذاشتی ، چرا بر روی قلبم پا گذاشتی !
shima
دلم گرفته تر از این نمیشود، چشمهایم خیستر از این نمیشود تمام غمها و غصه ها در دل من جا گرفته ، میدانستم اشکهایم روزی تمام میشود تو برای من عشق نمیشوی ، تو برایم آنچه که میخواستم نمیشوی از همان اول هم نباید به تو دل میبستم ، میدانستم روزی تمام میشوی
shima
اگر یک سال چهار فصل دارد ، اگر یک سال زمستانی دارد ، تابستانی دارد ! بهار من که گذشت ، همه فصل هایم به رنگ خزان است !