shima
آتش دلم همچنان در حال سوختن است ، بگذار خاکستر شود ، بعد بیا و دوباره دلم را بسوزان بگذار گونه های پر از اشکم خشک شود ، بعد بیا و دوباره اشکم را در بیار آهسته ، قلبم بدجور شکسته دوباره آمده ای که چه بگویی به این دل خسته آمده ای دوباره بشکنی قلبم را ،
shima
عشق کلمه ایست که بار ها شنیده می شود ولی شناخته نمی شود. عشق صداییست که هیچ گاه به گوش نمی رسد ولی گوش را کر می کند. عشق نغمه ی بلبلیست که تا سحر می خواند ولی تمام نمی شود. عشق رنگیست از هزاران رنگ اما بی رنگ است. عشق نواییست پر شکوه اما جلالی ندارد. عشق شروعیست از تمام پایان ها اما بی پایان است. عشق نسیمیست از بهار اما خزان از آن می تراود. عشق کوششیست از تمام وجود هستی اما بی نتیجه. عشق کلمه ایست بی معنی ولی هزاران معنی دارد. عشق………
shima
کجا بنویسم اینهمه حرفهای عاشقانه را چگونه ابراز کنم اینهمه احساسات عاشقانه را نمیخواهم دیگر بر روی کاغذی بنویسم که میسوزد ، پاره پاره میشود نمیخواهم دیگر بر روی کاغذی بنویسم که روزی دور انداخته میشود اینهمه نوشتم ، اینک کجاست عاشقانه هایم؟
shima
من میرم به خاطر هر دوتامون....فراموش کن خاطراتمون....دردت به جونم گریه نکن...
shima
شب و روز برایم معنایی ندارد ، شبهایم تیره و تار است و روزهایم نیز مثل شبها.
shima
اشک میریزم. به یادم آمد آن لحظه که تو در کنارم بودی و سرم را بر روی شانه های مهربان تو میگذاشتم و اشک شوق میریختم