shima
دل تــو مثل دلـــــم ایـنـهمـه دلتنـــــگ کـه نیست به خـــدا جنس دلــــم مثــل دلـت سنگ که نیست همه حرفــــات پر کــذب و پـرنیرنـــگ و فریب عشــق من مثل تو و عشــق تو بیرنگ که نیست
shima
خودت خواستی که من مجبور باشم برم جایی که از تو دور باشم تو پای منو از قلبت بریدی خودت خواستی که من اینجور باشم
shima
به دل میگم شب یا سحر یادش نکن / دلم میگه دیونشم ، تو هم فراموشش نکن
shima
دلم بهانه میکند طلوع دیدن تو را / تا به کجا دلم کشد حسرت دیدن تو را ؟
shima
دیگر در این قمار نباید زیان دهم / بگذار در جدا شدن از یار جان دهم / همچون نسیم می گذرد تا به رفتنش / چون بوته زار دست برایش تکان دهم .