دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شيرين ( آليس در سرزمين عجايب )

شيرين ( آليس در سرزمين عجايب )
امتیاز: 2732

دنبال‌شدگان

(287 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(333 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

شيرين ( آليس در سرزمين عجايب )
شيرين ( آليس در سرزمين ع...
توسط موبایل

بعضی حرفارو نمیشه گفت، باید خورد!
ولی بعضی حرفارو ،نه میشه گفت، نه میشه خورد!
میمونه سردل!
میشه دلتنگی!
میشه بغض!
میشه سکوت!
میشه همون وقتایی که خودتم نمیدونی چته ! @عدس پلو !(خندون دنبالر)

این ارسال را بازنشر کرده است.
khatere
khatere

"بــــــــره " بودیم .. آمـدند "خــــــــرمان" کنند ... "گــــــــــرگ" شـدیم ...!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
شيرين ( آليس در سرزمين عجايب )
شيرين ( آليس در سرزمين ع...
توسط موبایل

امير على خوب هر کى دوس نداشت به اون خطاب نده کى اعتراض کرده مگه??? @amirali7

این ارسال را بازنشر کرده است.
همشاد
همشاد
توسط پیامک

درنگـــــــاهم
اگرنیــــــــستى
درخیـــــــالم
سرشــــــــارى...

این ارسال را بازنشر کرده است.
شيرين ( آليس در سرزمين عجايب )
شيرين ( آليس در سرزمين ع...

@farzad اي بابا يكي اين فرزادو متوقف كنه اين هر روز برا خودش تفلد ميگيره تفلدت موبارك

این ارسال را بازنشر کرده است.
❖«( α√αḓנ )»❖
dac5b83e18b2df5670b60332a23b8c43.jpg ❖«( α√αḓנ )»❖

از صدایِ سخنِ عشق ندیدم خوشتر...یادگاری که دراین گنبد دوار بماند

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
عرشیا کیانی
عرشیا کیانی

آدما بازی کردن را دوست دارند این انتخاب توست که هم بازیشان باشی ، یا اسباب بازیشان . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
از یاد رفته...
از یاد رفته...

دختــره هیکلِش برداشت آزادی از پاندای کونگفو کاره . . . . . . . . . . اونوقت تو پروفایلش نوشته:" آنقدر ظریفم که با یک نگاه ســـرد می‌شکنم ...!!! "یکی نیست بهش بگه:عزیزم شما با تبـــرِ نادرشاه افشار هم نمی‌شکنی! برو با خیال راحت به زندگیت برس

این ارسال را بازنشر کرده است.
از یاد رفته...
1.jpg از یاد رفته...
در Im in love

بدون شرح .... @شيرين ( آليس در سرزمين عجايب )

این ارسال را بازنشر کرده است.
از یاد رفته...
از یاد رفته...

روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که بهش یه درس بیاد موندی بده . راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ، بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه . شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره ، اونم بزحمت . استاد پرسید : " مزه اش چطور بود ؟ " شاگرد پاسخ داد : " بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش " پیرهندو از شاگردش خواست یه مشت نمک برداره و اونو همراهی کنه . رفتند تا رسیدن کنار دریاچه . استاد از او خواست تا نمکها رو داخل دریاچه بریزه ، بعد یه لیوان آب از دریاچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش خواست اونو بنوشه . شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید . استاد اینبارهم از او مزه آب داخل لیوان رو پرسید. شاگرد پاسخ داد : " کاملا معمولی بود . " پیرهندو گفت : " رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو میشه همچون یه مشت نمکه و اما این روح و قدرت پذیرش انسانه که هر چه بزرگتر و وسیعتر بشه ، میتونه بار اون همه رنج و اندوه رو براحتی تحمل کنه ، بنابراین سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب . "

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.