siavash raha
پاهای عشق و عاشقی تاول زده بگی نگی/انگار تموم زندگی گرفته رنگ و بوی کهنگی
بازی با کلمات و دِل واژه ...
منو بشناس و باورکن این که خستم اما هستم
siavash raha
عزیزم من عروسکت نیستم که هرموقع حوصلت سررفت بیای باهام بازی کنی هرموقعم خسه شدی بندازیم یه گوشه...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یکی رادوس میدارم ولی افسوس اونمیداند
siavash raha
گاهی خداآنقدرصدایت رادوسدارت که توبگوی خدا
siavash raha
گرمستی چشمان سیاه توگناه است من طالب آن مستی وخواهان گناهم
siavash raha
حالا دستاتوکم دارم که تودستام نگه دارم/مثل ابری که بارونی نمیمونی
siavash raha
قصه زندگی من قصه ایست که متن آن وجودتوست واتمامش نبودتوست...
siavash raha
دوستای خوب مثل تیکه های پازل هستن اگه یکیشون نباشه پازل کامل نمیشه تویکی ازاون تیکه های که هیچوقت نیستی وگندزدی به این پازل...
siavash raha
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
بعدتو جواب همه دوستت دارم ها مرسی شد...
siavash raha
دلم میخواهدهرچه هست ازنقش تو درمن بماند یادگاری ازعشقی نامعلوم...!
siavash raha
من ازهفت سنگ میترسم میترسم انقدرسنگ روی سنگ بچینیم تادیواری مارا ازهم بگیرد! بیالی لی بازی کنیم تادرهررفتی برگشتی باشد...!
siavash raha
میدانم میدانم بعدهرخنده من گریه طولانیست من پس ازهرخنده خود می ترسم که دگراشک ندارم که رهاسازم ودرنوبت خنده دیگر باشم
siavash raha
بیچاره دلی که خوش به باران باشد...