siavash raha
راه های تنگ و تاریک بلارا رفته ام/زین پس باید به شهر بی خیالی رو کنم
siavash raha
اگرچه خسته ودلتنگم ازشنیدن شعر/صفای یک غزل عارفانه ای ای دل
siavash raha
ناشناسی گفت:خالق تشنگی و آب یکی ست به سرچشمه شهوت بروید کاسه ای آب بر گیرید عشق راآب دهید تابماند شاداب تاکه پیوسته معطر باشد تانمیرد هرگز
siavash raha
منو به دست من بکش این گناهو به نام من بکن /اگر بزرگترین اشتباهتم
siavash raha
برای خدایه دسته گل بگیر ببر چون عین بنده هاش نیست پشت میز...
siavash raha
آدم ساده ی خوش قلب بسان علفی گرچه اندک عقل است در دهان همه شیرین است
siavash raha
شبها که دلم سیاه می شد/آشفته روی ماه بودم
siavash raha
اینای که پروفایلشونو قفل میکنن هدفشون چیه از اینکار؟نکنه گنجی پنجی چیزی دارن یاشایدم صندوق اماناته
siavash raha
یه سری ازدوستانونباید دسته کم گرفت چون کمی ازدشمن ندارن