یه چیز رو نمیتونم متوجه شم>>>:{ اینکه دو نفر با هم #آشنا میشن.../ از هم #شناخت پیدا میکنن.../ بعد>>> به هم دل میبندن.../ #اهدافشون رو برای هم مشخص میکنن و تصمیم میگیرن یه زندگی رو کنار هم #پا_به_پای_هم بسازن.../} (که غیر از این هم #ساختمون_زندگیشون درست نخواهد رفت بالا...!!) چون #معتقدم که هر کدومشون مکمل اون یکیه.../ پس :>>>{یه زندگی رو باید هر دوشون بسازن.../ هر دوشون #بخوان_و_بسازن...!!} حالا:>> دو نفر پیدا شدن و از این #[!]اسیون عبور کردن به قولی هفت خوان رستم رو زیر پاشون له کردن و رسیدن به اینجا/ اینجایی که خیلیا قبل رسیدن بهش #جا_میزنن حالا به جای احسنت گفتن به این همه #جنم یکی پیدا شده و به رفیق ما گفته:>{ که درباره ازدواج شما و دخترم #استخاره گرفتم و بد در اومده پس برو دنبال زندگیت!!} و اینجا بود: که گند زد به تمام #منطقیات و باورامون تو این چند ساله مگه غیر اینه که (آینده الانی نیست که درش زندگی میکنیم و فردا ها رو خودمون رقم میزنیم!!) یا مهم تر از اون مگه خود #خدا نگفته برای {کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست} حالا یکی بیاد اینا رو نادیده بگیره و یکم روشنمون کنه....!!!
باعث تاسف که پدری مخالفتشو اینطور بیان میکنه یا شایدم اعتقاداتش اینطور شکل گرفتن.... که بله خیلیا همینطور با اینده و فرداهاشون روبرو میشن..... اینو خدا هم نمیپسنده
برامنم خانواده طرف خراب کرد..به خودش گفتم 3سال صبر کنیم همه چی رست بهش بعد...ولی تاگفت همه چی خراب شدوامد بهم گفت که گفتن باهم تا3سال برادرخواهر باشیم.....اصلاهم همدیگه رو نبینیم.......
برام خیلی سهت بود قبول کنم بجاش گفتم برات ارزوی خوش بختی میکنم.....اونم انگاری از خداش بود....
اینجا سکوت آدم ها سرشار از فریاد است و فریادها سرشار از بغض... اینجا پراست از اذهام تنهایی و تنهایی های پر ازدهام ؛ آرام عبور کن اینجا آدم ها بی نتیجه شده اند...
@دخترک خسته
12 سال و 11 ماه و 9 روز و 16 ساعت قبل توسط موبایل
12 سال و 11 ماه و 9 روز و 15 ساعت و 56 دقيقه قبل توسط موبایل