sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
بی تو هر کاری گریستن است حتی خندیدن ! .....سلام
sima
کمي نزديكتر بيا ، چيزي اما نگو . بگذار ، بگذار چشمهايمان اين همه دوست داشتن را زيرنويس كنند
sima
پشت این پنجره جز هیچ بزرگ ... هیچ نبود ...
sima
چند وقتیست سر به راه شدم همان راهی که می گویند تو از آن می آیی نکند باز نیایی و من از راه به در شَوَم...!
sima
این روز ها همه ناقص الخلقه هستند.... هیچ کس دل و دماغ ندارد!
sima
تو بهترین اتفاق زندگی من خواهی بود حتی اگر هیچ وقت نیفتی .... .
sima
این روزها دلم زیاد می گیرد... نمی دانم تنگ است یا هوای کسی را دارد... هرچه هست حس زیبایی است ... با این فصل میخواند
sima
ببخش باران ببــــخش که تو می باری و ما شســـــته نمی شویم ... !
sima
دستهایم را بگیر هرچه را که لمس کردی، باور کن من همیشه قلبم را کف دستم میگیرم
sima
پاییز آمده است پشتِ پنجره بیا برویم کمی قدم بزنیم. نگران نباش! دوباره بازمیگردانمَت به قاب عکس.
sima
سرم به نبودنت گرم است و لبهایم هنوز در انتظار آن بوسه ی زمستانی
sima
آن که از چشم تو انداخت مرا چشم دارم به همین درد گرفتار شود......
sima
درست وسط پیشانـــی ات می شـــود قبله گــاه لب هــای مــــــن بـــــــوسه هــایم را همان جــا حواله می کنم