sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
من به تو که میرسم مکث میکنم انگار در زیباییت چیزی را جا گذاشته ام مثلا در صدایت آرامش یا در چشمهایت زندگی...
sima
گاهی شعر سراغم را می گیرد گاهی هوای تو تفاوتی نمیکند هر دو ختم می شوید به دلتنگی من...
sima
عاشقی حس لطیفی است ... نگهش خـــــــواهم داشـــــت ... چـــه تو باشی ، چه نباشی ...
sima
آنقدر انتظار کشیده ام که جایی برای ادامه نقاشی ام نمانده، همچ وقت نقاش خوبی نبوده ام اما شاهکار می شود وقتی انتظار تو را می کشم!
sima
سرم را نه ظلم می تواند خم کند ، نه مرگ ، نه ترس ، سرم فقط برای بوسيدن دست های تو خم می شود مـــــــادرمღ ღ
sima
ایـــن روزهــــا دلــــــم بــرای عشقــــــی دلتنگــــــــــ استـــــــــــــ کـــه همــــــه روزهــــایـــم را بـــر بــــاد داد ..
sima
حالا که تمام راه را آمده ام، حالا که تا تـ ـ ـ و هیچ نمانده، چقدر دیـــر یادش آمد خــــدا، کــه مــ ـ ـ ـا قسمت هم نیستیم.....
sima
رسیـــده ام به انتـــ ها به نقطه ی سیــــاه عشـــقـــ ...بــــه هیچ کس نگـ ـ ـو که من بــُریده ام ز راه عشقــ ـ ـ
sima
پنجره را باز کن عمیق تـــــــــــر نفس بکش هوا را " هوا " پر از دوستت دارم های من است ..
sima
وقتی دو دلی ات را می بینم ؛ گفتن "دوستت دارم" هایت فقط تنها ترم می کند ... !!!
sima
ندارمت اما دوست دارمت... اينکه شبها با خيال خامی بخوابم و صبحها با اميد مضحکی چشم باز کنم را دوست دارم
sima
وقتــی لــبــخـنـد مـی زنـــی مـــن بـــه شـکــرانــه ی ایـــن هـمـه نـعـمـــتــــ بــر ســجــاده ی پـیـشـانـی اتـــ هــزار بـــار بـوسـه مـی زنــم...