sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم نان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاه نمک را بگذار برای من می خواهم این زخم همیشه تازه بماند..
sima
خدایا... توی این روزها فقط یه نگاه تو درد رو از دلم می بره... من برای این درد خیلی ضعیفم... دریابم.
sima
این دروغ است که می گویند دل به دل راه دارد... دل من غرقه به خون است دل او خبر ندارد...
sima
لیاقت می خواهد "شریک " شدن....!! تو خوش باش به همین "با هم " بودن های امروز , من خوشم به خلوت تنهایی ام ... !! تو بخند به امروز . . . , من میخندم به فرداهایت . . . . !!
sima
« دل » گرفتگی اش به کنار تنگی اش هم که خوب عادت شد مردگی اش هم بی خیال اما لامصب نگران است...
sima
سختترین لحظات زندگی ام جایی است که به خاطر دیگران لبخند میزنم.... و به خاطر تو از درون می گریم.... پس سهم خودم کجاست........!!!؟؟؟
sima
بوسه هايت جان مي دمد در من ببوس پيــامبـرم ........ لبـهاي تـــو اعجــــاز مي كنند انگار .... !!
sima
زمانه به ساز من نمی رقصید گفتم به ساز زمانه برقصم هیهات که از بخت بدم ساز زمانه شکست ... من لنگ وزمانه لنگ...
sima
هر چه از دلتنگی غروب بگویم باورت نمی شود کاش تقویم تو هم روزی به نام جمعه داشت!
sima
مهم نبود برای من، که تو با من چه می کنی....!!!! بیا ببین برای تو... من با خودم چه می کنم.....
sima
گاهی پیش میـ آید ... كه نشانـی را اشتباه بروي ... آمدم که عـزیز ِ دلت شوم ... دیدم که خـار چشمت شدم ...!!
sima
دلتنگم از اين قابهاي مضحک بيروح لبخندهاي خشک احوالپرسيهاي معمولي..... چشمان من تصويري از جنس تو ميخواهد..