sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
اشکهایم که سرازیر میشوند…… دیری نمی پایدکه قندیل می بندد… عجیب سرد است هوای نبودنت.
sima
هر روز این عشق یکطرفه را طی میکنم یکبار هم تو گامی بدین سو بردار نترس جریمه اش با من !
sima
خسته ام زندگی ام را می گذارم روی دوش ام و می روم سفر تنها چاره است...
sima
مـنـصفـانــه جــدا مـی شـویــم...؛ تــو بــرای خــودتـــ زنــدگــی مـی کـنـی، مـــن بــرای خــودم مـیـمـیـرم..
sima
تمام بودنت ترس رفتنت را داشتم و تمام نبودنت ترس برنگشتنت را . . . !!!!
sima
دست به دامن خدا که می شوم... چیزی آهسته درون من می گوید... که نترس... از باختن تا ساختن دوباره... فاصله ای نیست ...
sima
در سیاهی چشمانت غرق می شوم چه زیباست تمنای بودن در ساحل زیبای چشمانت ..
sima
غصه مرا خورد..!! وقتی دیدم ... دست به سینه ایستادی...! تمام راه را برای آغوشت دویده بودم ...!!
sima
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش .... چون بعد رفتنش اینقدر قلب و ذهنت پر خاطرات میشه ؛ که نمی تونی قلب و ذهنتو به دیگری بدی ... !!!
sima
انتظار را از کوچه ے بن بست بیاموز که دلخوش به تماشاے هیچ رهگذرے نیست . . . چشم به راه آن کسے است که اگر بیاید ماندنے است . . .!
sima
نــگـــاهـــ کــــن... مـــن هـــنــوز هـــم آخــر صــفــــ ایــســتـــاده ام... در گــروه مــحــکــومـــان بــه زنــدگـــی...