sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
مانده ام با شمع هایی که هرگز نسوخت و نذری که هیچ امام زاده ای برآورده نکرد ..
sima
مرا دوست داشته باش، امــــــا؛ تجربه ام نکن . . . برای آموختن، ابزار مناسبی نیســـــتم...
sima
" نوازش " اعتراف دستانم است بر تنت وقتی عاشقانه لمست می کنم...
sima
نگاهت را بی پاسخ نخواهم گذاشت! لبخندم را بی پاسخ نگذار ... آرام ِ من ...
sima
ساعت ها دروغ می گويند زمان بی تو ؛ نمی گذرد!
sima
تو را دست در دست دیگری میبینم... تلخ میخندم... آن دستها به هیچكس وفا ندارند!!!
sima
دستــــت را بیـــــــاور .... مردانه و زنانه اش را بی خیـــــــال دســـــت بدهیم به رسم کودکــــــــــی ... قرار اســــــت هــــوای هم را بی اجــــــــازه داشته باشیـــم ...
sima
تکرار اسم تو این روزها حادثه ی تکراری زندگی من است ! هیچ دیوانه ای از این همه تکرار .. به اندازه ی من لذت نخواهد برد !!
sima
من درد می کشم ... تــــو امــــا چشم هـــــایت را ببنـــــــد! سخت است بـدانـــــم می بینی و بی خیــــــــــالی ...!