sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
سیلــــی واقعیت رو درست اون وقتی می خوری که وسط زیباترین رویــــــــــــــــــــــا هستی....!
sima
زمانی که در کنارم بودی یک بار هم نگفتی دوستت دارم حالا که رفته ام می گویی برگرد بی تو من تاب ندارم لعنت بر غرور!
sima
بوی زنجیر می دهد عشقت ... من عاشق می خواهم ... نه زندانبان !!
sima
تنهــــا یــــکبار آرزو کردم پیدا نشوم روزیکه در آغـوش تـــو گـم شـدم .....
sima
دیگه از تمام دیالوگ های عاشقانه خسته شدم دلم فقط یه سلام و یه دوستت دارم خشک و خالی از لبانی با صداقت می خواد ...
sima
تنهائی یعنی وقتی چشمامو می بندم تو رو در کنار خودم تصور می کنم تا یه کم فقط یه کم آرامش پیدا کنم ...
sima
چادرنشینِ زلزله ی چشمانت شده ام نگو که خبر نداری.
sima
می خواهم یادت را طلاق دهم ولی چکار کنم که از عهده مهریه سنگین خاطراتت بر نمی آیم ...
sima
چقدر سخته کسی رو که با تمام وجود دوست داری به عشق پاکت تهمت هوس بزنه ...
sima
دستم را لای موهام بردم اشک هام رو پاک کردم بازوهام رو بغل کردم تا کِی کار های تو رو من انجام بدم .
sima
از هم آغوشی من با یادت تنها اشک است که متولد می شود ...
sima
ایرادی ندارد این شب ها که من تو را آه می کشم تو در آغوشی دیگر نفس عمیـــــــــــق بکش تا دیوانه تر اش بکنی ...