sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
به وسعت ندیدن نگاهت خسته ام ،چگونه بشکنم ثانیه های سنگین دوریت را .
sima
گم کرده ام کلاف سر در گم آرزوهایـــــــــــــم را در خیابانهای تاریک چشمانتــــــــ . . . !
sima
وقتی طعم آغوشت را می بلعـــــم
دنیا کوچک می شــــود
و آغوش تو بزرگــــــــــ
و من امن می مانـــــــم
و امن . . . !
sima
باران که می بارد دوباره عاشقت می شوم.... با من و باران برقص با دستهای خیس چتر را ببند بگذار تو هم عاشق شوی
sima
فکر میکردم آنقدر از نگاهم بیزار شده ای که دور دور رفته ای… اما دور شده بودی تا پا به پا شدنت را نبینم…و اشکهای خداحافظی را !!
sima
هیچگاه آخرین نگاهت را فراموش نمی کنم نگاهی سرشار از عشق صمیمیت و محبت.... امروز سالها از آن روز می گذرد ولی تو هر گز بر نگشته ای صدایت در گوشم زمزمه می شود و نگاهت در ذهنم مجسم ولی من تو را می خواهم نه خیالت را...
sima
اندكي عاشقانه تر زير اين باران بمان ابر را بوسيده ام تا بوسه بارانت كند
sima
نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر فقط میدانم در آغوش منی ، بی آنکه باشی و رفتی ، بی آنکه نباشی . . .
sima
چشمهایت را می بندی ، روی نیمکت سبز انتظار می نشینی و صدای پائی را انتظار می کشی که مدتهاست در آرزوی آنی . بعد به یاد آرزوهائی که می میرند ، سکوتی سنگین تر از فریاد می کنی . میخواهی یک بار ، فقط یک بار غزلی به سادگی سکوت بسرائی ، آنوقت دفترت را ببندی و .... بعد بمیری . به همین سادگی !!!
sima
از این شاخه به آن شاخه از این عشق به آن عشق می شویم و فرق نمی کند انگار آنکه دوستمان دارد درست چند قدم آن طرف تر از زندگی مان تکیه به عشق زده است و چه مصرانه چشم به ثانیه ها و لبخندها دوخته است
sima
دلم همچو آسمان،
پر از ابرهاي باراني است،
اي کاش دلم امشب بگريد،
شايد که بغض عشق در چشمانم بشکند
sima
چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن عزيزم نام تو بر قلبم خالکوبي شده تا فراموشت نکنم . نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم. يک روزه ديکه هم بدون تو گذشت.
sima
دستهایم برایت شعر می نویسند اما تو هرگز نخواهی خواند آتش عشق در چشمانم غوطه می زند ولی تو هرگز نخواهی دید نه ، تو هرگز مرا نخواهی فهمید و من با این همه اندوه از کنارت خواهم گذشت و باز تو درک نخواهی کرد
sima
تنهایی من، همان انتظارم است و انتظارم، همان عشق! و عشق تنها بهانه ی بودنم! بی بهانه ام نکن!
sima
دل من محکمه ایست که به من میگوید: همه را دوست بدار، به همه خوبی کن، و اگر بد دیدی، دل به دریای محبت بزن و بخشش کن!