sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
آرزوهایت را برآورده می کند آنکه آسمانی را می گریاند تا گلی را بخنداند ...
sima
می بینــی عاجــزانــــــه، به پــای خاطراتـــــ افتــاده ام!
sima
ساعتــی نیست فرامـوش کنــم یــاد تـــو را... هــر چــه زیباست مـرا یـاد تـــو می اندازد...
sima
دوستت دارم هایت را از کف کدام جوب جمع کرده ای که از به باد دادنشان ا ِبایی نداری؟
sima
رفتن بهانه نمیخواهد... بهانه های ماندن که تمام شود،کا[!]ت
sima
منظم ترین تپش قلب دنیا را دارم ... وقتی در آغوش تـوأم ....
sima
خاصیت دنیاست ؛ در اوج داشتن و خوشبختی دلهره ی " از دست دادن " پر رنگ تر است ... !
sima
کـــجا ایــستــاده ای؟ چــگونــه اســت بــاد از هـــر جــهتـی کــه مــی وزد عــطـر تــو را بــا خــود دارد؟
sima
مانده ام با شمع هایی که هرگز نسوخت و نذری که هیچ امام زاده ای برآورده نکرد ..
sima
مرا دوست داشته باش، امــــــا؛ تجربه ام نکن . . . برای آموختن، ابزار مناسبی نیســـــتم...
sima
" نوازش " اعتراف دستانم است بر تنت وقتی عاشقانه لمست می کنم...
sima
من در تمام لحظه ها تو را تمنا دارم بیا این قلب زخمی را التیامی باش!!!
sima
همین که عشق باشد آن هم در حوالی تو... هر چقدر هم که زمستان باشد بهاری ترین هوا سهم من است..