sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
تــخـتـــــ مــی خـوابـــم کنـــار تـخـتـه ای کــــه تصـــویـــــر تــــو را روی آن کـشـیـده انـد و تـــو را تصـــور مـی کـنـم کـــه تــاختــی بــر تـخـتــــ خـوابـی کــه تهـــی از تــن مــن بــود...
sima
صداي خنده ي مادرم ، حتي غم هايم را هم مي خنداند...
sima
چه حرف بی ربطیست ، که مرد گریه نمی کند ! گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی !!!
sima
جنین ارزوهایم بخاطر مشت های ظالمانه ی غرورت سقط شد نترس دیگر از باتو بودن باردار نمیشوم غرور تو نازایم کرد...........!!!
sima
چه سخته تشییع عشق بر شانه های فراموشی و سپردن دل به قبرستان جدایی... وقتی میدانی پنجشنبه ای نیست تا رهگذری بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند...
sima
ازاین تکرارساعتهـ ـا ازاین بیهوده بودنهـ ـا ازاین بی تاب ماندنهـ ـا ازاین تردیدـهـ ـا نیرنگهـ ـا ... ... شکهـ ـا ،خیانتهـ ـا ازاین رنگین کمان سرد آدمهـ ـا وازاین مرگ باورها ورویاهـ ـا پریشانمـــ دلـ ـم پروازمیخواهد..
sima
تنهایی را دوست دارم ... بی دعوت می آید ، بی منت می ماند ... بی خبر نمی رود!...
sima
هر روز پریشان ترت میشوم مستانه ... تو هم عاشق ترم میکنی رندانه ...!
sima
بعضـــــــــــــی وقت ها چیزی می نویســــــــــــــــی فقط برای یک نفر، اما دلــــــــــت میگیرد وقتی یــــــــــــــادت می افتد که... هرکســــــــــــــی ممکن است بخواند جــــــــــــــــــز آن یـک نـفر...
sima
دلم آغوش خدا را ميخواهد ، در بستر مرگ ؛ و تو را ، كه جسم خدا شده اي در تار و پود زمان شروع كن ؛ خدا پشت پلك هايم منتظر نشسته است...
sima
لام تا کام حرفی نمیزنم وقتی جز غم و اندوه شکوه و گلایه چیزی نمی آید به زبان مباد گرد غمی بر دلت بنشیند..
sima
از آن همه دوستت دارم ها حالا چه مانده جز دوستش دارم ها…
sima
آغوش خدا امن ترین جای دنیاس اگه تنهایی محکم بغلش کن ..
sima
ایــــن روزهـــا هـــوا ســــرد شـــده امـــا مــــن هــــنوز مـــی ســـوزم از داغـــی کـــه بـــر دلـــم گـــذاشــــتـــی...