sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
تمام اعضاء و جوارحم .. برای من كار می كنند ! جز این قلب لامصب !.. كه می تپد .. برای تو !!
sima
بس كن شكنجه را اعتراف ميكنم. . . . دوستت دارم
sima
دل می خواستم از تو، نه تن! تن فروش در شهر زیاد است! جایی خواندم فرقی ندارد زن باشی یا مرد، دل نداده تن بدهی فاحشه ای
sima
امروز یک شیشه از عطرت را خریدم چشمانم را بستم و بیادت یک دل سیر نفس کشیدم ....سلام
sima
محـــکم تر از آنم که به خاطر دلم ، آنچه را که اســـمش را غــرور گذاشته ام ، برایت بــه زمیـــن بکوبــم . . . احـســاس من قیمتــی داشــت ، که تو برای پرداخــت آن فقیــــر بودی ...!
sima
نمی خواهم خاطره فردایم شوی امروز من باش حتی لحظه ای
sima
دست هایم این روزها بوی حافظ می دهند تـفأل که می زنم یوسفم بدجـور کنعـانش را می خواهد
sima
بس که از عشق شمــــــــــــا گفت و نشد باور تان . . . دل بیچاره ی من مـــــــــــــــرد! ... ولی غصه نخور . . . دل زیـــــــــــاد است ! ! فــــــــــــــــــــــــــــــــدای سرتان . .
sima
برای دردهایم نشانه میگذارم ؛ تا یادم بماند کجا دست خدا را رها کردم ... !!!
sima
در آغوشت که جا میگیرم ، عمیق تر گناه میکنم ! من این جهنم را که هوای بهشتی دارد ... با هزاران بهشت خدا که بی تو هوای جهنم دارد ، عــــوض نــمــیـــکـــنــــم ...!
sima
من از تمام آسمان يك باران را می خواهم ؛ و از تمام زمین یک خیابان را .... و از تمام تو یک دست ، که قفل شود در دست من ..... !
sima
در ایــــن روزهــای پــایـــیـــزی... بـــــایـــد تــــو را بـــوســیـــــد ... و بـــه صــداقــتــــــ و ســـادگــی ایـــن زنــدگـــی بـــاور بـــســـتــــــ....
sima
زندگی به تعداد لحظاتی که توش نفس می کشی نیست به تعداد لحظاتیه که توش نفست بند میاد
sima
دلم میلرزد ، هرگاه صدای جدیدی سلام میکنــد ... قلبم با تمامِ قوا میکوبد ؛ نفسم تنگ میشود و دستانم به لرزه می افتند ... من دیگر کششِ خداحافظی ندارم! ببخش که جوابِ سلامت را نمیدهم ...!