هسツی
اخرین باری که تنبیه شد از جیب پدر پول برداشته بود و مادر انقدر با چوب روی دستش زده بود که جای ضربه ها روی دستش ورم کرده بود و دایم پشت در اشپزخانه کز می کرد.مادر سرش داد کشید این دفعه باز چکار کردی ؟چوب از دست مادر افتاد انگار باز حساسیت دستش شروع شده بود.علی از ترس در خودش جمع شد.دستش را جلو اورد اشک روی گونه های مادر غلتید.توی دست های علی یک جفت دست کش بود
هسツی
- آقا این هامر مال رییس اداره بوده، صبحا فقط باهاش میرفته اداره و شبا برمیگشته خونه (نمره دولتی)
aynor
هوسی که صادقانه می گوید “هوس” صد شرف دارد به عشقی دروغی که ریاکارانه خیانت می کند!!!
آناهیتا
توسط پیامک
روزی اگردر دنبالرنبودم،تنها آرزوی ساده ام اینست زیر لب
بگویید:
یادش به خیر...
Sina
مگر با باد نسبتی داری؟..... چقدر شبیه تو هست... یک لحظه آمد مرا پیچاند و رفت....!
آزاده ایــرانی
درد و دل یک ماشین مدل بالا
الهه
نوشتن در جایی که همه نویسنده اند خیلی سخته
Sina
تو میفهمی ؟ من که نمیفهمم فرق حوری با فاحشه چیست ! یکی در استخدام خداست و دیگری در استخدام بنده ی خدا ! خدایی که به پیروانش حوری رشوه میدهد و بهشتی که فاحشه خانه است ...
واقعا بغضم گرفت
15 سال و 4 ماه و 18 روز و 1 ساعت و 26 دقيقه قبل