sina
يك روز مي بوسمت فوقش خدا منو ميبره جهنم! فوقش مي شم ابليس! اون وقت تو هم به خاطر اينكه يه ابليس تو رو بوسيده جهنمي مي شي! جهنم كه اومدي من اونجا پيدات مي كنم! و دور از چشم خدا هروز مي بوسمت! واي خدا چه بهشتي مي شه جهنم!
sina
تو که میدانی تمام وجودم هستی این شعر را برای تو نوشتم تا بخوانی و بدانی همه ی زندگی ام هستی نه قافیه دارد ، نه ردیف ، نه آهنگ دارد نه طنین اینها همه حرف دلم بود ، همین!
sina
فاصله هر چقدرم کوچیک باشه بزرگه ، به اسپیس کیبورد نگاه کن !!!
sina
دلتنگی یعنی : دقیقه به دقیقه گوشیتو چک کنی و وانمود کنی داری ساعتتو می بینی
sina
عــــــــشــــــــق با هم صعود کردن نیست عــــــــشـــــــق در وقت سقوط با هم بودن است ...
sina
وقتی سکوت خدا را در برابر راز و نیازت دیدی، نگو خدا با من قهر است! او به تمام کائنات فرمان سکوت داده تا حرف تو را بشنوند، پس حرف دلت را بگو
sina
وقتی خدا بهت میگه: “باشه”، چیزی رو که میخواهی بهت میده، وقتی میگه “صبر کن”، چیز بهتری بهت میده و وقتی میگه “نه” داره بهترین را برات آماده میکنه
sina
عشق یعنی حسرتی دریک نگاه عشق یعنی غربتی بی انتها عشق یعنی فرصت اما کوتاه عشق یعنی مرگ اما بی صدا
sina
گفت بنویس میمانم ، نوشتم میروم ، این غلط املائی مرا ویران کرد و حالا باید روزی ۱۰۰ مرتبه از روی تنهائی بنویسم . . .