دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

sina

این تو نیستی که مرا از یاد برده ای این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند ... درباره »
sina
امتیاز: 2236

دنبال‌شدگان

(465 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(414 کاربر)

گروه‌ها

(17 گروه)

بازدید

sina
sina
در رفیق

فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن

sina
xiwzhxthdf8lkrkdi0e.jpg sina
در رفیق

خدایا کمکم کن! فاصله بین بد بودن و خوب بودن مثل یه مو باریکه پس کمکم کن! خدایا فراموشم کردی و تنهام گذاشتی تو این زندگی خفت بار! مسیر زندگیم بدجوری عوض شده اونم به نفع بدی !! خدایا دریاب مرا!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
sina
sina
در رفیق

سنگ قبرم را نمی سازد کسی مانده ام در کوچه های بی کسی سوختم خاکسترم را باد برد بهترین دوستم مرا از یاد برد

sina
sina
در رفیق

انسان همیشه دنبال کسی که دوستش دارد درحال دویدن است اما هرگز به عقب برنمی گردد تا ببیند پشت سرشان نفر دیگری هم میدود.

sina
sina
در رفیق

دیدی ای دل غم عشق دگر بار چه کرد؟ چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد.

sina
sina
در رفیق

دلم با عشق تو عاشق ترین شد ، تمام لحظه هایم بهترین شد ولی بی مهریت کار دلم ساخت ، دل تنهای من تنهاترین شد.

sina
sina
در رفیق

بی تو ترك برداشته ام و به هر بهانه ای ، دلم می شكند ، گاهی گم می شوم پشت پنجره ها و سكوتم را بغض می كنم تا نشنوند صدای شكستنم را

sina
sina
در رفیق

در شبان غم تنهایی خویش عابد چشم سخنگوی توام من در این تاریكی من در این تیره شب جانفرسا زائر ظلمت گیسوی توام

sina
sina
در رفیق

غربت را نباید در شهری غریب یا در گم شدن لحظه های آشنا جستجو کرد هر وفت عزیزت نگاهش رو به یه غریبه تعارف کرد تو غریبی.

sina
sina
در رفیق

من سوخته دل ساکن کوی غم و دردم ، در شکست خوردم ولی توبه نکردم

sina
sina
در رفیق

برو برو که خسته از شکستنم ، من عاصی از هر عشق و هر دلبستنم کبوترم که پر زدم ز بام تو ، بیزارم از نامت به لب آوردنم

sina
sina
در رفیق

آیا از بخشندگی و مهربانی که نخستین حالات خداوند است ، در ما نشانی هست ؟

sina
sina
در رفیق

خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد اون بگه که هرگز نميخواد تو رو ببينه

sina
sina
در رفیق

میل دریا گر کنی ، من دیده را دریا کنم / میل صحرا گر کنی ٬ من سینه را صحرا کنم / نا امیدم گر کنی میمیرم اما باز هم در همان حالت که میمیرم دعایت می کنم . . .

sina
sina
در رفیق

آنکه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت ، در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهايي ما را به رخ ما بکشد، تعنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت . . .