sina
اگر با ديگرانش بود ميلي چرا دست مرا بشکست ليلي تو هرگز نازنين صادق نبودي به فکر اين دل عاشق نبودي دل پاکي که حکم کيميا داشت به تو دادم ولي لايق نبودي دل غمديده درماني ندارد سر شوريده ساماني ندارد
sina
به جاده که نگاه ميکنم چقدر دلم براي راه رفتن تنگ ميشه ،،،کاش روزي ...با هم يه لحظه چشماتو ببند و ببين :::::من و تو باشيم ...يه جاده ي بي انتها باشه ...هوا هم باروني باشه ...اگه اينا باشه هيچ وقت خسته نميشم ...حتي تاول پاهام رو هم دوست خواهم داشت
sina
توکوچ کردی و با یادها رفتی نسیم بودی و همراه بادها رفتی میان وسعت هنگامه سپیده سرخ طلوع کردی و بامداد رفتی به ارتفاع بلندی که تا خدا می رفت
sina
دوستان جديد پيدا کنيد اما دوستان قديمي را هم حفظ کنيد، اينها نقره و آنها طلا هستند
sina
گر کسي يکبار به تو خيانت کرد، اين اشتباه از اوست. اگر کسي دوبار به تو خيانت کرد، اين اشتباه از توست
sina
رفتن بهانه نمی خواهد، بهانه های ماندن که تمام شوند کا[!]ت . . .
sina
همه مداد رنگی ها مشغول بودند بجز مداد رنگی سفید هیچکس به او کاری نمی داد همه می گفتند"تو به هیچ دردی نمی خوری" یک شب که مداد رنگی ها تو سیاهی کاغذ گم شده بودن مداد رنگی سفید تا صبح کار کرد ماه کشید مهتاب کشید آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچک تر شد و صبح توی جعبه ی مداد رنگی ها جایش را هیچ رنگی پر نکرد....
sina
يادم باشه يادت بدم ياد تو هميشه تو يادمه
sina
ميدوني مترسك به كلاغ چي گفت؟گفت هر چي ميخواي نوكم بزن ولي تنهام نزار!
sina
ما بخار شيشه ايم نازمون كني اشكمون درمياد چه برسه فراموشمون كني
sina
چارلی چاپلین میگه : شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شدی تا میتوانی زیبا برقص
sina
میدونی سخت ترین لحظه تو زندگی آدما چیه؟ اینکه واسه کسی که دوسش داری یه تجربه باشی!