دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

amir

من هستم و دنیایی که چشم دیدن منو نداشت . همین و بس درباره »
amir
مرد - مجرد
امتیاز: 1465

دنبال‌شدگان

(372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(246 کاربر)

گروه‌ها

(14 گروه)

بازدید

amir
amir

پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند ، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند..

amir
amir

از تقدیر سرنوشت غمگین مباش چه بسا سگ هایی بر روی اجساد شیرها رقصیدند شادی کردند و خود را بزرگ پنداشتند ولی نمی دانستند شیر، شیر می ماند و سگ، سگ . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
amir
amir

این روزا جُز رفیقام ... کسی پُشته دشمنام نیست : )

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
amir
amir

سنگ ها شايد،اما گنجشك ها هيچ وقت مفت نبوده اند؛قلبشان هميشه ميزند...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
amir
amir

این شهر شهر قصه های مادربزرگ نیست..... که زیبا و آرام باشد,,,,,, آسمانش را هرگز آبی ندیده ام ! من از اینجا خواهم رفت و فرقی نمی کند که فانوسی داشته باشم یا نه.!!! کسی که می گریزد.... از گم شدن نمی ترسد ......!!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
amir
من و خسرو-1.jpg amir

من و خسرو...

amir
yamahdi_18063934.jpg amir

رفتند ولی قافله راهش برجاست...

این ارسال را بازنشر کرده است.
amir
amir

من مرد تـــــــــنهای ... دنبالرم

amir
amir

خدایا شرمنده ام ...چه بی حساب می دهی و من چه باحساب مهره های تسبیح را ذکر تو می گویم ...!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
amir
amir
توسط پیامک

اوه ممنونم

amir
amir

دیگه دیره واسه موندن دارم از پیشه تو میرم / جدایی سهم دستامه که دستاتو نمیگیرم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
amir
amir

آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد ... امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد! مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
amir
amir

تولدت برای همیشه مبارک . مرد تنها @nima103

این ارسال را بازنشر کرده است.
amir
amir

همه ی زندگیم سه تار... سه تار... سه تار... سه تار... اي زندگي برايم سه تار ميزني يک تارش از صعود يک تارش از سقوط يک تارش از سکون و من هرگز رقاص خوبي نخواهم شد آري ! با تو ام اي پنجه ي تقدير من همچنان منتظرم تا ساز را به گوشه اي بنهي شايد آن هنگام من و او فرصت کرديم در کنار هم دو نخ سيگار بکشيم رو به روي هم چشم در چشم هم