نیلـツــو
اگه قرار بو نیلو رو نقاشی کنی با چه رنگی نقاشی میکردی؟!
نیلـツــو
جست و خیز "عشق" را نفهمیده...کوسه های گرسنه تنهایی را قربانی می شویم....هرجای سکوت که دلم گرفت برایت واژه گِرِه می زنم... تعدد عبورهایم از تقاطع مرز "خیــــــــــــال" و "واقعیت" را می شمارم... و به جان خودم جریمه می خرم....
نیلـツــو
زیر بار تکـــــــرار بودنمان... از دیروز بگیر..تا امروز و فردای نیامده... فقط فهمیدن زمان را عقربه بازی می کنیم....می دانی؟... هوای بودن سنگین شده.....
نیلـツــو
یِ مرزی هست تو زندگی.. در روابط انسانی بین آدما.. به اون مرز تفاوت میگن.. غریبه ای می یاد و مرز رو رد میکنه.. متفاوت میشه از این همه آدمای دنیا ... آشنایی رد میکنه و می شه غریبه.. ... مهم سوی رفتن هاست و دیدن این مرز.. اگه رد شی.... به ندرت برگشتی هست....
نیلـツــو
گاهی دلت میخواد نزدیک ترین فرد بهت اونقدر عزیز نبود ...یا اگه بود کمی بیشتر حواسش به تاثیر حرفاش بود.....
نیلـツــو
تو نگات قشــــنگه وقتـــی به دلــــم اَمــــون میــــده...../اَمون از لبـــای تو وقتـــی میگه دوسَـــم دارهـــ/....
مـن
13 سال و 2 ماه و 9 روز و 22 ساعت و 29 دقيقه قبلاعتـماد به نفس
نـدارم . . . .