نیلـツــو
مامان دوباره شام زیاد آماده کرده....میگه میاد....رفته بیرون...منتظره...گریه میکنه،چشماشو ازم میدزده.....ولی مامانی من میفهمم...../یلداتون مبارک.... ســــــ ـــــــلام..../
نیلـツــو
هر کاری میکنه دلم....تا بغضمو پنهون کنه....چی میتونه فکر تو رو از سر من بیرون کنه.....یا داغ رو دلم بزار یا که از عشقت کم نکن......
نیلـツــو
اگر عمری باقی بود....جوری از کنار زندگی بگذر که هیچ دل ناماندگار بی درمانی نلرزد.......تا یادم نرفته است بنویسم "میدانم همیشه پر از هوای تازه ی باز نیامدن هستی....." آخر مگر تو نرفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری؟............
نیلـツــو
آن سوی هر چه حرف وحدیث امروز است همیشه سکوتی برای آرامش و فراموشی ما باقیست.....میتوانیم بدون تکلم خاطره ای حتی...کامل شویم....من حدس میزنم از آواز آن همه سال و ماه...هنوز بیت ساده ای از غربتِ گریه را به یاد آورم.....
مـن
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 28 دقيقه قبلاعتـماد به نفس
نـدارم . . . .