mohsen
قدش به عشق نمیرسید... غرورم را زیر پایش گذاشتم باز هم نرسید...
mohsen
فقط یک جمله برا خدا بنویس
mohsen
گاهی دو نفر باید از هم فاصله بگیرن تا بفهمن چقد نیازمندِ برگشتن به همدیگن
mohsen
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق می گردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور می کند.(
mohsen
گذشـــت آن روزهـــا که حکم "دل" بود و تو حاکم دیر زمانی ست که حکم "خشت" است و دیگر عشق تو زشت بی جهت بالا نخوان که دستت برایم رو شده اینبار اسم این بازی " بیـــــــــدل " است
mohsen
گــاهی از دوســت داشتنهایم احــساس پــرواز می کــنم گــاهی از دلــتنگی هایم احــساس مچــالــگی ... گاهــی از انــسان بودنم احســاس خــستگی ... هــر لــحظه احساســی و پــارادوکــس اینها با یــکدیــگر . یک لــحظه خــنده ، یک لــحظه اشک ، یک لحظه لبــریز از حس دوست داشــتن ، یــک لــحظه حــس تنهائی محض ... چقدر ســخت اســت انــسان بــودن..
mohsen
هر جا شد می خوابم پدرم گفته: زمین خدا که ناز ندارد روی خاک بخواب تا خاکی بمانی .....!
mohsen
روی هر پله که وایستی خدا یک پله از تو بالاتره نه واسه اینکه خداست واسه این که دستت را بگیره/