mohsen
samaآغوش بعضی هــا … علم را زیـر سوال می برد ! آنقدر آرامت می کند … که هیـچ مُسکنی … جــایش را نمی گیرد…
mohsen
آدمـا بـایـد یکیـو داشتـه باشـن کـه هـر وقـت؛ خـسـتـه پـکـر نـاراحـت داغـون ...عـصبـی و مـریـض بـودی ازت نپـرسـه چـرا؟ فقـط دسـتـت رو بگیـره و بگـه: بلنـد شـو بـریـم یـه دور بـزنیـم، دوسـت نـدارم ایـن شکلـی ببینمـت...!!!
mohsen
دیدی که سخــــت نیســـــت تنها بدون مــــــــــن ؟!! دیدی صبح می شود شب ها بدون مـــــــــن !! این نبض زندگی بــــــــی وقفه می زند… فرقی نمی کند با مــــــن …بدون مــــــن… دیــــــروز گر چه ســـــــخت امروزم هم گذشت …!!! طوری نمی شود فردا بدون مــــــن !!!…
mohsen
چترها را باید بست زیر باران باید رفت فکر را ,خاطره را , زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید برد عشق را زیر باران باید جست . . .
mohsen
ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻻﻥ ﺳﺨﺘﯽ ﻣﻴﻔﻬﻤﻦ ﭼﯿﻪ؟! ﻣﺎ ﺩﻫﻨﻤﻮﻥ ﺻﺎﻑ ﺷﺪ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﺧﻂ ﻛﺸﯽ ﻛﺮﺩﻳﻢ… ﺍﻻﻥ ﺑﭽﻪ ﻣﯿﺮﻩ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﻴﺨﺮﻩ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺗﻮﺵ ﻣﺸﻘﺎﺷﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ والا بقران
mohsen
بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند! اما از چشـــــم هایشان معلوم است که اشکــــی به بزرگی یک سکــــوت گــــوشه ی چشمشان به کمیــــــن نشسته
mohsen
به سلامتی اون بابایی که پول نداره واسه سرویس مدرسه ی دختر کوچولوش بده،ولی به عشق بچش صبح زود قید خواب شیرینش رو میزنه و موتورش رو روشن میکنه تا اونو به مدرسه ببره.،اما وقتی جلوی مدرسه میرسه،با دیدن ماشین مدل بالا ی بابای همکلاسی دخترش ،بغضش میگیره و از خجالت، عرق شرم روی پیشونیش میشینه....... و به سلامتی اون دختر کوچولویی که وقتی داره از موتور باباش پیاده میشه،وقتی نگاه سنگین همکلاسی هاش که دارن از ماشین پیاده میشن رو به خودش حس میکنه ،وقتی چشاش به صورت یخ زده ی باباش می افته ،میپره بغل باباش و صورتش رو میبوسه و بهش میگه:بابا جونم مواظب خودت باش
mohsen
كيا مثه من عاشقه روزايه برفي هستن؟؟
mohsen
عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم. همان یک لحظه اول ، که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ، جهانرا با همه زیبایی و زشتی ، بروی یکدیگر ،ویرانه میکردم.