mohsen
به یادتان می آورم تا بدانید که زیباترین منش آدمی محبت اوست پس محبت کنید، چه به دوست، چه به دشمن که دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست . . .
mohsen
کوتاه ترین جک دنیا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.سایپا مطمئن
mohsen
دلم با تو خوش بود هواشو نداشتی......................................چه اسون نوشتی خداحافظ گلم....
mohsen
مى خواهى بروى؟
بهانه مى خواهى ؟
بگذار من بهانه را دستت دهم …
برو و هرکس پرسید بگولجوج بود….
همیشه سرسختانه عاشق بود….
بگو فریاد مى کردهمه جا فریاد مى کردکه فقط مرا مى خواهد….
بگو دروغ مى گفت….مى گفت هرگزناراحتم نکردى….
بگو درگیر بودهمیشه درگیر افسون نگاهم بود….
بگو بی احساس بودبه همه فریادها,توهینها و اخمهایم….
...فقط لبخند میزد…
بگو او نخواست ,نخواست کسى جز من در دلش خانه کند…..!
اين هم از بهانه ها
mohsen
حسنی به روایت امروزی... حسنی نگو جوون بگو علاف و چش چرون بگو موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه نه سیما جون ،نه رعنا جون نه نازی و پریسا جون هیچ کس باهاش رفیق نبود تنها توی کافی شاپ نگاه می کرد به بشقاب ! باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟ نه نمی رم نه نمی رم به دخترا دل می بازی ؟! نه نمی دم نه نمی دم گل پری جون با زانتیا ویبره می رفت تو کوچه ها گلیه چرا ویبره میری ؟ دارم میرم به سلمونی که شب برم به مهمونی گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین یه کمی به من سواری می دی ؟! نه که نمی دم چرا نمی دی ؟ واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم اما تو چی ؟ نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه در واشد و پریچه با ناز اومد توو کوچه پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟ مامان پری ،از اون بالا نگاه می کرد توو کوچه را داد زد وگفت : اوی ! بی حیا برو خونه تون تورا بخدا دختر ریزه میزه حسابی فرز وتیزه اما تو چی ؟ نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری موی ژلی ،ابرو کو
mohsen
بچه ها یه کلمه بگید که... برعکسش همون شه؟؟
mohsen
خواستــن بعضی از آدمـــها . . . . .مثــل خواستن اون پیک آخر مشروبـه که ... شــک داری اگه بخوریــش حالتــو بهتــر میکنه یا اینکه بالا میــاری"
mohsen
قدر 5 چيز را قبل از 5 چيز بدان جوانی را قبل از پيری بی نيازی را قبل از فقر سلامتی را قبل از بيماری فراغت را قبل از سرگرم شدن و زندگی را قبل از مرگ...
mohsen
اگر خواســـتی بدانـــی چقـــدر ثروتمــــندی، هرگــــز پول هـــایت را نشـــــمار، قطـــــره ای اشــــک بریـــز ... و دستــهایــی کـه بــــرای پـاک کـــــردن اشکـــــهایت مـــــی آیند، را بشــــمار. ایــن اســت ثـــروت واقـــــــعی
mohsen
دلم گرفته
من امشب دلم اندازه تمام
ناگفته ها گرفته
همین امشب بدون تو احساس مرگ میکنم
و با تو جرآت
بودن را ندارم
دلم امشب به وسعت شوق با تو بودن گرفته است.
اما فردا
صبح دیگریست و به سوگندمان قسم میخورم که هرگز زانو نخواهم زد ، حتی اگر
قامتم از آسمان کوتاه تر شود.
دوست دارم لعنتی
mohsen
پشت يه ماشين يه چيز نوشته بود براتون مينويسم ببينم نظرتون چيه اينو نوشته بود: "رفيقان آمدند دشمن به فريادم برس