ehsan
همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند ، اما تمام شادی ها وقتی رخ می دهند که در حال بالا رفتن از کوه هستند
ehsan
روي سنگ قبرم ساده بنويسيد: زنده بودن را براي زندگي دوست داشتم نه زندگي را براي زنده بودن...
ehsan
شب و روز در چشمان من است به چشمان من نگاه کن پلک اگر فرو بندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت...
ehsan
حرفهای نگفته زیاد است به سه نقطه اکتفا میکنم...
ehsan
انسان وقتی در خانه نشسته است خواهان حادثه ای در زندگی و هنگامی که دچار حادثه می شود طالب زندگی آرام در خانه است .
ehsan
خوشبختي ما در سه جمله است : تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم: حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فردا
ehsan
کوچ پرستـوها چـه زود از راه رسیـد ... / پاییـز دلهایمـان در تـابستـان ... / پرستـویِ قلبِ-من اندکـی صبـر کُن / رفتَنِ تـو هم نـزدیـک اسـت ...
ehsan
برهنه می آئیم ، برهنه می بوسیم ، برهنه می میریم با این همه عریانی ، هنوز قلب هیچکس پیدا نیست
ehsan
آهنگ زنگ من روی موبایلت با بقیه فرق داشت ولی آهنگ زنگت رو موبایلم مثل بقیه بود تو به خاطر اینکه بفهمی منم و من به خاطر اینکه فکر کنم تویی… .
ehsan
دیشب که باران آمد … میخواستم سراغت را بگیرم … اما خوب میدانستم این بار هم که پیدایت کنم ، باز زیر چتر دیگرانی
ehsan
گاه کوچکم می بینی و گاه بزرگ… نه کوچکم و نه بزرگ؛ خودت هستی که دور می شوی و نزدیک…
ehsan
در جستجوی تو چشمانم از نفس افتاد ، در کجای جغرافیای دلت ایستاده ام که خانه ام ابری است…
ehsan
چقــدر باید بگذرد تا مـن در مـرور خـاطراتم وقتی از کنار تــو رد میشوم، تنـــم نلــرزد… بغضــم نگیــرد…