soheil s
لطفــا زیاد دوستم نداشته باش! از آخریــــــن باری که دوستم داشتند تـــــــا امروز بسیــار سخــــــــت گذشت...
soheil s
فقط پلی بودم برای عبورت ... فکر تخریب من نباش ؛ به آخر که رسیدی ، دست تکان بده .. خودم فرو می ریزم ... !!! ( او)
soheil s
زمانى که ما مدرسه مى رفتیم، یک نوع املاء بود به نام ‘املاء پاتخته اى’ ، در نوع خودش عذابى بود الیم! براى کسى که پاى تخته مى رفت یه حسى داشت تو مایه هاى اعدام در ملاءعام.. و براى همکلاسى هاى تماشاچى چیزى بود مصداق تفریح سالم..
soheil s
آقايون باهم چه نسبتى دارن؟! . . . . . . . گشت ارشاد در قزوين
soheil s
دل شکستن هنر نیست مردی بزن سرشو بشکن !
soheil s
غفلت کردهای مادر ! پشتِ یک قلبِ عاشق فرزندت آرام آرام میمیرد و تو فراموش کردن را به من نیاموختی مادر ! به من بیاموز چگونه دوست نداشته باشم کسی را که دوستم ندارد؟ مرا دریاب مادر ! خالیِ لحظههایِ من پر از اندوهی ژرف است که مرا به نبودن نزدیک و نزدیک تر میکند مادر ! از ضربانِ قلبِ من بگیر این غمِ کشنده را من آرام آرام میمیرم........ "نیکی فیروزکوهی"
soheil s
دیالوگ ماندگار: زندگی و دیگر هیچ (عباس کیا رستمی) + بابا شما مطمئنین از اینجا راه داره؟ - به هر حال هر راهی به جایی دیگه راه داره پسرم. + پس بن بست چیه؟!
soheil s
جاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان
soheil s
پشت میز ریاستم لم داده بودم پیرمرد مدتی بود منتظر موافقت من با درخواستش بود چهره آرامش مجبورم کرد خیلی معطلش نکنم موافقتنامه رو با غرور امضاء کردم و از اون جایی که حدس می زدم خوندن و نوشتن ندونه به جوهر روی میز اشاره کردم و بهش فهموندم که اثر انگشتش روی نامه لازمه با متانت خاصی قلم زیباشو از جیبش بیرون آورد و با خط خوشی نامش رو نوشت و امضاء کرد کمی خودمو جمع و جور کردم و مجذوب خط خوشش بودم که نامش توجهمو جلب کرد معلم کلاس اول دبستانم بود…