soheil s
پسرای ترم اولی خاک به سرتون تا از کلاس اومدین خوابگاه نگین کف بر کدوم دختر شدین اینا بعد خار میشه تو چشمتون
soheil s
چه تلخ است روابطمان این روزها مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده بودند. وقتی می خواست وارد شود، در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضنون: از این درب عروس و داماد وارد می شوند و از درب دیگر دعوت شدگان. ملا از درب دعوت شدگان وارد شد. در آنجا هم دو درب وجود داشت و اعلانی دیگر: از این درب دعوت شدگانی وارد می شوند که هدیه آورده اند و از درب دیگر دعوت شدگانی که هدیه نیاورده اند. ملا طبعا از درب دومی وارد شد. ناگهان خود را در کوچه دید، همان جایی که وارد شده بود! ... این داستان حکایت زندگی ماست. کسانی را به زندگی مان دعوت می کنیم (رابطه هایی را آغاز می کنیم) اما وقتی متوجه می شویم از آنها چیزی عایدمان نمی شود، رابطه را قطع و افراد را به حال خودشان رها می کنیم. روابط عاطفی ما چیزی بیشتر از الگوی حاکم بر مناسبات تجاری و اقتصادی نیست. عشق بر مبنای ترس و ضعف محاسبه گر است. اگر محبتی می کنیم توقع جبران داریم. دوست داشتن های ما قید و شرط و تبصره دارد. حساب و کتاب دارد. اگر کسی را دوست داریم به خاطر این است که لیوان نیازمان پر شود. اگر رابطه ای سوداور نباشهرها مکنیم
soheil s
دلم برای کسی تنگ است کسی که... آمد... نماند... و رفت... و پایان داد به هر چه داشتم
soheil s
ینی امروز فمیدم هرزه نه شاخ داره نه دم
soheil s
جامعه گوسفندی، لایق حکومت گرگان است! برتراند راسل
soheil s
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
soheil s
متروی مشهد.... بازم غنیمته!
soheil s
ینی قبلش میخواست پدر بچه رو در بیاره اما انگار پشیمون شد!
soheil s
هیچ انتظاری از کسی ندارم! و این نشان دهنده ی قدرت من نیست ! مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است
soheil s
وقتی یه دختر به خاطر یه پسر اشک میریزه .... ینی واقعن عاشقشه ، اما .... وقتی یه پسر به خاطر یه دختر اشک بریزه ؛ ینی هیچ وقت دیگه نمیتونه دختر دیگه ای رو مثل اون دوست داشته باشه ... !!!
soheil s
کسی هرگز نمی داند چه سازی میزند دنیا چه میدانی تو از امروز چه میدانم من از فردا همین یک لحظه را دریاب که فردا می شویم تنها