soheila
سلامتی استادی که سرجلسه امتحان دید برگم سفیده، اومد درگوشم گفت نگران چی هستی؟ اسمتو بنویس بقیش با من!
soheila
اغلب مردم نيمي از عمر را صرف بد بخت نمودن نيم ديگر مينمايند
soheila
انگشت مزن بر دلِ پر حوصلهی ما بگذار که سربسته بماند، گِلهی ما
soheila
بر لبها مهر سكوت خورده.........
soheila
اگر میدانستم دری هست که برای من پشتش امیدی به انتظار نشسته است تمام درهای این شهر را خانه به خانه میزدم
soheila
چترت را کنار ایستگاهی در مه فراموش کن ، خیس و خسته به خانه بیا ، نمی خواهم شاعر باشی ، باران باش ! همین برای هفت پشت روییدن گل کا[!]ت.