من علیرضا هستم
خداجونم.... همه وجودمو همه اشکامو میدم واسه خودت از همشون خسته شدم.... خسته....
من علیرضا هستم
مغزم سیگار میکشد من ته سیگار هایش را مینویسم
من علیرضا هستم
از من خسته شدی ؟ یا که تنهایی آزارت می دهد؟ به هر حال من که نمی فرو شمت!
من علیرضا هستم
بی شعری فکرم را به کجا ها که نبرده..با اجازه ی شما چند نقطه خواهم گذاشت.......
من علیرضا هستم
امشب با ستاره ی شمالی کنار خزر چای نوشیدم.....صندلیت کنارم خالی بود ..اما برای تو هم چای ریختم......
من علیرضا هستم
این بار که بیایی شبیه یاقوت* انتظار را آبستن شده ام...
من علیرضا هستم
می نویسم برای تو برای تو می نویسم تو را می نویسم ...همین
من علیرضا هستم
دلم را بردار لا به لای موهایت بازی اش بده ...آنقدرها هم که فکر می کنی بزرگ نشده ام...هنوز هم مانند کودکیم....قلقلک را دوست دارم....
من علیرضا هستم
حالا که تو هستی باید سکوت کنم شعر تویی این نوشتن ها بهانه بود...
من علیرضا هستم
دنیا را چه دیدی..............هان....شاید....