دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من علیرضا هستم

من علیرضا هستم
مرد - مجرد
امتیاز: 1752.4

دنبال‌شدگان

(34 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(139 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

گذشت ... بچگی ام با هفت سنگ جوانی ام با یک سنگ !

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

سخت است،خندیدن بر گریه‌ها...

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

باران عشق،فقط چشمان را خیس می‌کند...

من علیرضا هستم
07.jpg من علیرضا هستم

@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪

من علیرضا هستم
wfp6tsg3p2p6b569qwf.jpg من علیرضا هستم

قوانين جديد راهنمايي و رانندگي پس از مديرعامل شدن سردار رويانيان در پرسپوليس

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

صورت ها آنقدر رنگین شده اند که به صورتک می ماند دیگر نمی توان از میان این همه رنگ رنگی بر گزید عشق در هیاهوی رنگ ها رنگ باخته است

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

حرفهایم را جدی نگیر اینها کلمه نیستند تنها استفراغ یک مشت احساسند احساسات ِ فاسد ِ یک دل و روده ی پیچ خورده تو فقط تازیانه ات را در هوا بچرخان تنم بدجور هوس کبود شدن کرده...

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

خودنویس من جوهر ندارد برای نوشتن....تو اگر داری...یسم اله......لاک می کنم....

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

همبازی منو خدا دزدیده.....................

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

اینجا من ایستاده ام تا برسی افسوس ! من اینجا تنهای تنها نشسته ام

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

روز شانس تو است خوشي هايت را دود كن شادي هايت را بنوش پلک هایت را ببند لب هایش را بفشار و آخر سر براي تاوان اين لحظات سكه بينداز و تمام !

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

تو تمام وقت حرفهایت را تکرار می کنی هیس !!! ساکت باش گوش کن ؛ صدای آینده را نگرانی های با من بودن را زیر باران پنهان کن و همواره به خاطر بسپار اگر تو نباشی من می میرم

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

می دانستی لب هایت بوسیدن دارد ؟

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

ما بدشانسیم باد درست جایی می وزد که ما در آن پناه گرفته ایم . ما بدشانسیم و کاری هم نمی شود کرد به هر ضیافتی که رفتیم قورباغه هایی که راه گم کرده بودند سر از لیوان های ما در آوردند

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

می شود یعنی ؟؟؟ بدون هیچ پنهانی ............در غلظت تاریکی شب یک کبریت روشن کرد؟