من علیرضا هستم
من که از دلتنگی مردم ! تو چی احساس نمی کنی فشار دیواره های قلبم رو به خودت ؟
من علیرضا هستم
خانه را خاکستر می کنند خانه را روی سرم خراب می کنند موشک های کاغذی وقتی "تا" هایشان را باز می کنم و میبینم این ها همه نامه های ارسال نشده ی منند که امروز بازیچه ی کودکان این خانه شده ...
من علیرضا هستم
من دلم با تو بود تو سرد شدي آنقدر سرد كه ... ناچار گرمايم را به تو بخشيدم و تو به من تهمت سردي زدي.............
من علیرضا هستم
من چه خوشبختم که زردی خوشه های گندم اطرافم موج می زند...
من علیرضا هستم
ای عشق من ................هیچ چیز و هیچکس نمی تواند جای تو را برایم پر کند پس من هنوز دلتنگم . . . و هنوز دلتنگش خواهم ماند. . . تا وقتی که وجودم از احساس سرشار است. . . .
من علیرضا هستم
من از اینکه خود صدایت کنم دلهره دارم چون من خود رفته ام اما تو خوب میدانی که چرا رفته ام . . . ! پس بگذار تا هر گاه دلتنگت شدم صدایت کنم . . . و بگویم دلتنگتم و بدانی دلتنگتم بی هیچ سوال وخواسته و ابهامی . . . فقط بگذار صدایت کنم و حسم را بدانی فقط همین...
من علیرضا هستم
هر کجا سازی شنیدی از دلی رازی شنیدی شعر و آوازی شنیدی چون شدی گرم شنیدن وقت آه از دل کشیدن یاد من کن،
من علیرضا هستم
دنیای اینجا درسته مجازیه......اما ضربه ای روحیش از دنیای واقعی بدتره..همین...