من علیرضا هستم
بی توچون برگ زرد پاییزی رها درباد زیرپای رهگذران میشکنم تومرا دریاب که باتوبودن یعنی آرامش عشق آغوش بی دغدغه ومن این لحظه سخت محتاج آغوش پر آز ارامش وبی دغدغه ات....
من علیرضا هستم
مدتهاست که قیمتم تخفیف کلانی خورده.....باور کن....
من علیرضا هستم
بیشتر ازهر لحظه به تو محتاجم ای عشق بارانی من.............
من علیرضا هستم
خدایا بیزارم ازلحظه های غمبار که پراز انتظاروتنهایی ست.
من علیرضا هستم
به بزم عاشقانه ام بیا برای دیدنت شبی هزاربار گریسته ام به بزم عاشقانه ام بیا برای با توبودنم هزار لحظه را شمرده ام .....
من علیرضا هستم
بگذار این فاصله لوس کند خودش را، دست از بودنت بر نمی دارم
من علیرضا هستم
خوشبختی کوچه ای ست که مدام باران سنگ در آن می بارد
من علیرضا هستم
فقط اسمش را گذاشته ایم "اتاق خواب" وگرنه این تخت نمی گذارد خواب به چشم هیچکداممان بیاید ...!
من علیرضا هستم
گوشه ی چشم من و قطره اشکی بی قرار من نوازشهای معصوم تورا می خواهم
من علیرضا هستم
چشم بستن, سر به بالین تو را می خواهم
من علیرضا هستم
قلبم توی سینم یه حالت عجیبی شده.. دوست ندارم بیشتر بنویسم.. می خوام با لبخند كوچیكم تنها باشم و به قشنگترین حجم گرم توی قلبم فكر كنم........................
من علیرضا هستم
چند روز پیش كسی از من خواست از عشق بنویسم.. تمام مدت، در سرم پر از تعریف بود.. پر از تشبیه.. هر لحظه یه اسم برای من تكرار می شد. ا.....تنهایی