سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
طی تماسی که الان داشتم بابامینا تصمیم گرفتن جمعه بیان...
سـیـاوشــ
صبح زنگ زده بودم حال مامان رو بپرسم، بابا گفت رفتن سراب و سر زمین... الان زنگ زد... به زور خودم و نگهداشتم بغض پشت تلفن نترکه... هی میگفتم خداحافظ! هی مامان حرف میزد