سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
باز فقط گفتم سلام... باز یادم رفت تو چشماش نگاه کنم ، اخه باز میترسم که باز بفهمن و باز پشت سرم بگن که هنوز میخوامش باز... باز نشد که بگم یا شاید باز یادم رفت که بپرسم : باهاشی هنوز؟
سردردهای من
دیگر تجسم خوشبختی ، خوشبختم نمی کند
سـیـاوشــ
از این بعد از ظهر سگی تا مردن یک کلیک فاصله است... کلیک...
سـیـاوشــ
هدفون تو گوشش و چراغ اتاق خاموش ؛ باز تا خود صبح به سقف نگاه کرد ؛ مث همیشه
سـیـاوشــ
توسط موبایل
من مثل همون پرنده كوچولوام كه تا حالا پرواز نكرده بود اما باباش(دنيا) بردش لب يه پرتگاهي و گفت بايد بپري!
سـیـاوشــ
توسط موبایل
اين صحنه هارو ميبينم عشق ميكنم ايراني ام... اول برنامه نشون داد ابوموسي امكانات نداره... نيم ساعت نشده همه زنگ زدن كه كمك ميكنن... آقامون وحيد طالب لو حتي ^_^
سـیـاوشــ
آسمون آبیه جای اون خالیه/که باشه و ببینه اینقدر حالمون عالیه/خیابونا شلوغ و هرجا آب جوب جاریه/اینجا خوب جاییه آره خوب جاییه/درختا سربلند کاج و سرو از هر دو ور/و مرد و زن میخندن و میزنن با هم حرف بلند/مردمم بی درد و غم/با همن میگن خوشن دیدم خودم/که هدف هرکی/اینه که سبز شه علف هرزی/هیچجا نمیخوام هیچجا نمیخوام/هیچجا نمیخوام باشم جز اونجا... در و توری پنجره باز/هر روز میاد خبر شاد/میزنیم از حنجره داد/این روزا رو نبره باد/ماها همه با همیم/ اینجا همه راحتیم/تو سرزمین مادریم/اینجا تو ایران زمین...
سـیـاوشــ
بعضی وقتا به یه نقطه ای میرسی که دیگه نمیتونی بری سرخط... همون جا تموم میشی...
سـیـاوشــ
شنیدی میگن از ماست که بر ماست؟ الان شده از (ما, شما, آنها) ست که برماست... ولی تلخیش میشه از اوست که بر ماست...
سـیـاوشــ
توسط موبایل
از يه جا زنگ زدن برم مصاحبه ساعت هفت... يادم نيست واسه كدوم شركته... بس كه رزورمه ميل كردم واسه شركتا
سـیـاوشــ
توسط موبایل
گاهي براي اروم شدن اعصابت صورت مسئله رو پاك كن...
سـیـاوشــ
می گفت "لعنت به کسی که مارو از هم جدا کرد"؛ خودشو نفرین می کرد!