سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
همهی خستگیهات یکجا چند؟ ... تو بخندی! همه چی حل میشه... تو بخندی همه چی خوبه... بخند... بخند...
سـیـاوشــ
تورو دوست دارم همین کافیه... یه دنیارو با تو تحمل کنم
سردردهای من
يه برنامه بذاريد همُ پيدا كنيم هر روز تنهاتر نشيم...
سـیـاوشــ
قلعهنوعی رو تو تلویزیون میدیدید؟ من تو خونه از اون بدتر بالا پایین میپریدم، میکوبیدم رو پام، دیوار، میز، همه چی خلاصه
سـیـاوشــ
دست به دست من بده... پا به پای من بیا... بخون امروز مال عشق... بگو فردا مال ماست
سـیـاوشــ
منتظر حرکت بعدیام... حس بازی کردن بهم دست داده
سردردهای من
بزرگترین افسوس آدم واسه کارای اشتباهی که کرده نیست، واسه کارای درستیه که واسه آدمای اشتباه کرده
سردردهای من
گاهی دلم میخواهد ظرفها را به هم بکوبم یا شیشهها را بشکنم... فرق دیوانهها و عاقلها تو همینه... دیوانهها کاری که دوست دارند را انجام میدن... خیلی از عاقلها عقدهای میشن، برای این که نتوانستهاند خودشان باشند!
سـیـاوشــ
کاش زدبازی هم مثل شاهیننجفی بگه کار من رپ نیست... اینا بیشتر گند نزنن به رپ فارس