سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
خسته شدم از اینکه بار مسئولیت همش رو دوش من بوده
سـیـاوشــ
بدم میاد از آدمایی که امروز فردا میکنن همش
سـیـاوشــ
بدم میاد از آدمایی که نمیشه رو حرفشون حساب کرد
سـیـاوشــ
بدم میاد از آدمایی که سر حرفشون نمیمونن
بازی با کلمات و دِل واژه ...
مگه حوای من بودی... که حالا آدمت باشم؟
سردردهای من
مثل خیلیا، خیلى چیزا برام مهم نیست که واسشون خیلى کارا کنم
سـیـاوشــ
میگی من عصبیام؟ آره عصبیام... عصبی از گیرهای الکیتم... از رفیقهای عوضیتم... حتی از خودت...
سـیـاوشــ
سیگارا کام به کام دود میشن
سـیـاوشــ
موندم بین دو راهی کدوم مسیر رو برم
سـیـاوشــ
من ساکتم و تو خودم غرقم
سـیـاوشــ
وقتی یکی حوصله نداره، پا پیچش نشید... عواقب بدی داره...
سـیـاوشــ
کل این خرابشده یه جا مارلبرو پیدا میشه... اونم رفتم قرمز پایه بلند نداشت... مجبوری مارلبروفــیلــ تر پلاس گرفتم... نظرم اینه بهش نگن سیگار! بچه بازیه!
سـیـاوشــ
دور از رفیقهام... دور از خانوادم...