سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
گفت من به همه خواسته هام میرسم، می بینی حالا! گفتم خوشحال میشم. تو دلم حسرت خوردم که من هیچ وقت آرزوش نبودم
سـیـاوشــ
وقتی ارزش ها عوض می شوند ، عوضی ها با ارزش می شوند
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو! دلیلی برای بازی با کلمات
سـیـاوشــ
وقتهایی که تنهایی میرسه به مغز استخونت
بازی با کلمات و دِل واژه ...
شب راه را گم کرده... روز راه را نیافته؛ از وقتی تو نیستی!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تکبیت ِ عاشقانهای است چشمهایش؛ کمر بسته به قتل شاعر!
سـیـاوشــ
وقتی مخالف باد میری بیشتر بنزین میسوزونی، به خاطر همینه بعضی سالا بیشتر از یه سال میگذرن...!
سـیـاوشــ
رنگای رنگین کمونو یادته؟ +قرمز نارنجی زرد سبز ابی نیلی بنفش... اخرین بار کی دیدیش؟ رنگاش سرجاش بودن هنوز؟ +نمیدونم. یادم نیست!
سـیـاوشــ
تو مستی آدما مهربون میشن... حتی برادرای توی ایست بازرسی...!
سـیـاوشــ
هر وقت بهت سر زدم حس کردم مزاحمم. حالت خیلی عوض میشد. نمیشد خیلی باهام حرف بزنی یا با هم بمونیم. میدونم. درک میکنم. سرت خیلی شولوغ بود. سرت خیلی شولوغه