سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
تابش آفتاب، از پنجره به درون اتاق... یه نگاه خسته از بالا به تمام شهر... یه ذهن درگیر... یه آدم خسته... یه زندگی سخت
سـیـاوشــ
ببین سقوط میکنم... ولی سکوت میکنم
سـیـاوشــ
پرنده ها این طوری اند به آدم نمی گویند که کجا می روند!
سـیـاوشــ
زخم ِ شیرینی است؛ یادگارِ این بوسه روی گونه های جوانی ام!
سـیـاوشــ
قبلنا عادت کردن به یه سری مسائل برام سخت بودولی الان خیلی راحت با شرایط خودمو وفق میدم.چکار میشه کرد روزگاره باید به هر سازی که میزنه برقصیم
سـیـاوشــ
شروع کن، بکش، بنویس، توییت کن، پست کن، استاتوس کن! هرکاری دوست داری بکن! ولی آروم و ساکت نشو! تصمیم بگیری دقیقن چی میخوای؟ به نتیجه برس
سـیـاوشــ
گیرم بازم بیایی، از عاشقی بخونی... گیرم تا دنیا دنیاست! بخوای پیشم بمونی... روز غمم نبودی، خوشیت با دیگرون بود... من و به چی فروختی؟ اون از ما بهترون بود...
سـیـاوشــ
از من به صد اشاره از تو اما دریغ از ذره ای درک!
سـیـاوشــ
تو را با رؤیاهایم قسمت می کنم و مثل همیشه به خودم کم می رسد!
سـیـاوشــ
بی سبب نیست چنین فریادم، بی گناه در دام عشق افتادم... چه درست و چه غلط! زندگی هم خودم، هم تورو بر باد دادم
سـیـاوشــ
تو که همدردی، مرا یاری بده! به من عاشق امیدواری بده! ، تو به من قول وفاداری بده...
سـیـاوشــ
ما سزاوار اگر گریانیم، اینچنین خسته و سرگردانیم! ما دانسته به دام افتادیم! چرا از عاشقی رو گردانیم؟